تبلیغات شما در اینجا
X
دیار مهر

سرويس فتوبلاگ فارسی

صفحه اصلی   -   گالری عکس   -   تماس با نویسنده

 


    دیار مهر

  سیاسی . فرهنگی . اقتصادی . اجتماعی . مذهبی



آرشيو موضوعي

سیاسی
فرهنگی
اجتماعی
اقتصادی
ادبی
تصاویر
مذهبی


آرشیو ماهانه


آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388
مرداد 1388
تير 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
فروردين 1388
اسفند 1387


موسيقي زنده


پيوند ها
بزرگان ایران




خروجی RSS


صبر ایوب


 

ایوب(ع) پیامبر خدا مردی مالدار و ثروتمند بود و فرزندان بسیاری داشت و بدنش سالم و پرقدرت بود. خداوند سبحان خواست او را امتحان کند و او را با سختی‌ها بیازماید. این شد که همه اموالش را از بین برد و خانواده‌اش را از او دور کرد. فرزندانش از دنیا رفتند و بدنش دچار بیماری‌های بسیار شد و یاران و برادرانش از او دور شدند. ایوب در برابر کوه بلایا و مشکلات با صبر و خرسندی ایستاد و پروردگارش را شکر و سپاس گفت. او هنگام از دست دادن فرزندان و دارایی‌اش می‌گفت: «الحمدالله ... الحمدالله...»

ایوب ناامید نشد و از طولانی شدن بیماری و بلایش به تنگ نیامد بلکه همیشه با این گفته به سوی پروردگارش رو می‌کرد: «ربّ انّی مسّنی الضّر و انت ارحم الرّحمین 1»

« پروردگارا! به رنج و سختی رسید، اما تو مهربان‌ترین مهربانانی. »

پس از زمان زیادی صبر و شکیبایی، خداوند سختی‌های ایوب را به کنار زد.

روزی به ایوب فرمان داد که زمین را با پایش بکوبد. ایوب چنین کرد و آب سردی زیر پایش فوّاره زد. ایوب از آن آب خورد و خود را با آن شستشو داد. همان دم بیماری او از میان رفت و سلامتی به او بازگشت. سپس خانواده و دارایی‌اش نیز به او بازگشتند و خداوند در آنها برای او برکت قرار داد.

خداوند ایوب را به خاطر شکیبایی‌اش سپاس گفت و فرمود: «انّا وجدناه صابراً نعم العبد انّه اوّاب 2»

«به درستی که شما را شکیبا یافتیم، چه خوب بنده‌ای است! به راستی که او از توبه کنندگان است.»

 




تهيه شده توسط س در تاريخ دوشنبه ۳۰ شهريور ۸۸ ساعت ۰۷:۱۵ | نظرات (0)

عید سعید فطر مبارک باد


 

نغمه ريزيد غياب مه نو آخر شد
باده خرم عيد است که در ساغر شد

روز عيد است, سوي ميکده آييد به شکر
که ببخشند هر آنکس که در اين دفتر شد

ساقي از ميمنت عيد دهد باده صاف
جرعه گيريد چو معشوق به خم رهبر شد

مطربا نغمه عيدانه زن و دست فراز
که ز هر پرده نغزت هله اي ديگر شد

صد کنم شکر بر اين عيد که از عرش رسيد
صد کشم رشک که ايام صيام آخر شد

فرصتي بود که اين تيرۀ ِ دل صاف شود
نعمتي بود که بر تشنه لبان کوثر شد

آتشي بود که در سردي سوزان وجود
دم گرمي شد و در مجمر دل اخگر شد

واي بر ما که از اين جام نگيريم لبي
حيف زان آتش اگر سوخت و خاکستر شد

حاليا عيد شد و رونق مي افزون گشت
مستي افزون کند اين باده چو پر شکر شد

محمد طاهرزاده



تهيه شده توسط س در تاريخ شنبه ۲۸ شهريور ۸۸ ساعت ۰۲:۴۳ | نظرات (0)


چهل حديث


 

قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) :

 

1-      خير پنهانى و كتمان گرفتارى


مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.


2- ويژگى هاى زاهد


أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.
زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.


3- تعادل در جذب و طرد افراد


«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»

با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.


4- بهاى هر كس


قيمَةُ كُلِّ امْرِء ما يُحْسِنُ.


ارزش هر كسى آن چيزى است كه نيكو انجام دهد.


5- فقيه كامل


«اَلا أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقيهِ حَقَّ الْفَقيهِ؟ مَنْ لَمْ يُرَخِّصِ النّاسَ فى مَعاصِى اللّهِ وَ لَمْ يُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللّهِ وَ لَمْ يَدَعِ القُرآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلى ما سِواهُ، وَ لا خَيْرَ فى عِبادَة لَيْسَ فيها تَفَقُّهٌ. وَ لاخَيْرَ فى عِلْم لَيْسَ فيهِ تَفَكُّرٌ. وَ لا خَيْرَ فى قِراءَة لَيْسَ فيها تَدَبُّرٌ.»

آيا شما را از فقيه كامل، خبر ندهم؟ آن كه به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نوميد نسازد، و از مكر خدايشان آسوده نكند، و از قرآن رو به چيز ديگر نكنـد، و خيـرى در عبـادت بدون تفقّه نيست، و خيـرى در علم بدون تفكّر نيست، و خيرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نيست.


6- خطرات آرزوى طولانى و هواى نفس


«إِنَّما أَخْشى عَلَيْكُمْ إِثْنَيْنِ: طُولَ الاَْمَلِ وَ اتِّباعَ الْهَوى، أَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَيُنْسِى الاْخِرَةَ وَ أَمّا إِتِّباعُ الْهَوى فَإِنَّهُ يَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ.»


همانا بر شما از دو چيز مىترسم: درازى آرزو و پيروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود، و امّا پيروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد.


7-مرز دوستى


«لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَديقِكَ صَديقًا فَتَعْدى صَديقَكَ.»


با دشمنِ دوستت دوست مشو كه [با اين كار] با دوستت دشمنى مىكنى.


8-اقسام

 صبر
«أَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: أَلصَّبْرُ عَلَى الْمُصيبَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَىالطّاعَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَعْصِيَةِ.»
صبر بر سه گونه است: صبر بر مصيبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترك] معصيت.


9- تنگدستى مقدَّر


مَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ، فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ حُسْنُ نَظَر مِنَ اللّهِ لَهُ فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولاً.
وَ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجٌ مِنَ اللّهِ فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفًا.

هر كه تنگدست شد و نپنداشت كه اين از لطف خدا به اوست، يك آرزو را ضايع كرده و هر كه وسعت در مال يافت و نپنداشت كه اين يك غافلگيرى از سوى خداست، در جاى ترسناكى آسوده مانده است.


10- عزّت، نه ذلّت


اَلْمَنِيَّةُ وَ لاَ الدَّنِيَّةُ وَ التَّجَلُّدُ وَ لاَ التَّبَلُّدُ وَ الدَّهْرُ يَوْمانِ: فَيَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذا كانَ لَكَ فَلا تَبْطَرْ،وَ إِذا كانَ عَلَيْكَ فَلا تَحْزَنْ فَبِكِلَيْهِما سَتُخْتَبَرُ.


مردن نه خوار شدن! و بى باكى نه خود باختن! روزگار دو روز است، روزى به نفع تو، و روزى به ضرر تو! چون به سودت شد شادى مكن، و چون به زيانت گرديد غم مخور، كه به هر دوى آن آزمايش شوى.


11- طلب خير


ما حارَ مَنِ اسْتَخارَ، وَ لا نَدِمَ مَنِ اسْتَشارَ.


هر كه خير جويد سرگردان نشود، و كسى كه مشورت نمايد پشيمان نگردد.


12- وطن دوستى


عُمِّرَتِ الْبِلادُ بِحُبِّ الأَوْطانِ.


شهرها به حبّ و دوستى وطن آباداند.


13- سه شعبه علوم لازم


أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْيانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ.


دانش سه قسم است: فقه براى دين، و پزشكى براى تن، و نحو براى زبان.


14- سخن عالمانه


تَكَلَّمُوا فِى الْعِلْمِ تَبَيَّنَ أَقْدارُكُمْ.


عالمانه سخن گوييد تا قدر شما روشن گردد.


15- منع تلقين منفى


لا تُحَدِّثْ نَفْسَكَ بِفَقْر وَ لا طُولِ عُمْر.


فقر و تنگدستى و طول عمر را به خود تلقين نكن.


16- حرمت مؤمن


سِبابُ الْمُؤْمِنِ فِسْقٌ وَ قِتالُهُ كُفْرٌ وَ حُرْمَةُ مالِهِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ.


دشنام دادن به مؤمن فسق است، و جنگيدن با او كفر، و احترام مالش چون احترام خونش است.


17- فقر جانكاه


أَلْفَقْرُ الْمَوْتُ الاَْكْبَرُ، وَ قِلَّةُ الْعِيالِ أَحَدُ الْيَسارَيْنِ وَ هُوَ نِصْفُ الْعَيْشِ.


فقر و ندارى بزرگترين مرگ است! و عائله كم يكى از دو توانگرى است، كه آن نيمى از خوشى است.


18- دو پديده خطرناك


أَهْلَكَ النّاسَ إِثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.


دو چيز مردم را هلاك كرده: ترس از ندارى و فخرطلبى.


19- سه ظالم


أَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَ المُعينُ عَلَيْهِ وَ الرّاضِىُ بِهِ شُرَكاءُ ثَلاثَةٌ.


شخص ستمكار و كمك كننده بر ظلم و آن كه راضى به ظلم است، هر سه با هم شريكاند.


20- صبر جميل


أَلصَّبْرُ صَبْرانِ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصيبَةِ حَسَنٌ جَميلٌ، وَ أَحْسَنُ مِنْ ذلِكَ الصَّبْرُ عِنْدَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْكَ.

صبر بر دو قسم است: صبر بر مصيبت كه نيكو و زيباست، و بهتر از آن صبر بر چيزى است كه خداوند آن را حرام گردانيده است.


21- اداى امانت


أَدُّوا الاَْمانَةَ وَ لَوْ إِلى قاتِلِ وُلْدِ الاَْنْبياءِ.


امانت را بپردازيد گرچه به كشنده فرزندان پيغمبران باشد.


22- پرهيز از شهرت طلبى


قالَ(عليه السلام) لِكُمَيْلِ بْنِ زِياد:رُوَيْدَكَ لاتَشْهَرْ، وَ أَخْفِ شَخْصَكَ لا تُذْكَرْ، تَعَلَّمْ تَعْلَمْ وَ اصْمُتْ تَسْلَمْ، لا عَلَيْكَ إِذا عَرَّفَكَ دينَهُ، لا تَعْرِفُ النّاسَ وَ لا يَعْرِفُونَكَ.


آرام باش، خود را شهره مساز، خود را نهان دار كه شناخته نشوى، ياد گير تا بدانى، خموش باش تا سالم بمانى.


بر تو هيچ باكى نيست، آن گاه كه خدا دينش را به تو فهمانيد، كه نه تو مردم را بشناسى و نه مردم تو را بشناسند (يعنى، گمنام زندگى كنى).


23- عذاب شش گروه


إِنَّ اللّهَ يُعَذِّبُ سِتَّةً بِسِتَّة : أَلْعَرَبَ بِالْعَصَبيَّةِ وَ الدَّهاقينَ بِالْكِبْرِ وَ الاُْمَراءَ بِالْجَوْرِ وَ الْفُقَهاءَ بِالْحَسَدِ وَ

التُّجّارَ بِالْخِيانَةِ وَ أَهْلَ الرُّسْتاقِ بِالْجَهْلِ.


خداوند شش كس را به شش خصلت عذاب كند:عرب را به تعصّب، و خان هاى ده را به تكبّر، و فرمانروايان را به جور، و فقيهان را به حسد، و تجّار را به خيانت، و روستايى را به جهالت.


24- اركان ايمان


أَلاِْيمانُ عَلى أَرْبَعَةِ أَرْكان: أَلتَّوَكُّلِ عَلَى اللّهِ، وَ التَّفْويضِ إِلَى اللّهِ وَ التَّسْليمِ لاَِمْرِللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ.
ايمان چهارپايه دارد: توكّل بر خدا، واگذاردن كار به خدا، تسليم به امر خدا و رضا به قضاى الهى.


25- تربيت اخلاقى


«ذَلِّلُوا أَخْلاقَكُمْ بِالَْمحاسِنِ، وَ قَوِّدُوها إِلَى الْمَكارِمِ. وَ عَوِّدُوا أَنْفُسَكُمُ الْحِلْمَ.»


اخلاق خود را رامِ خوبى ها كنيد و به بزرگوارى هايشان بكشانيد و خود را به بردبارى عادت دهيد.


26- آسانگيرى بر مردم و دورى از كارهاى پست


«لاتُداقُّوا النّاسَ وَزْنًا بِوَزْن، وَ عَظِّمُوا أَقْدارَكُمْ بِالتَّغافُلِ عَنِ الدَّنِىِّ مِنَ الاُْمُورِ.»
نسبت به مردم، زياد خرده گيرى نكنيد، و قدر خود را با كناره گيرى از كارهاى پست بالا بريد.


27- نگهبانان انسان


«كَفى بِالْمَرْءِ حِرْزًا، إِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ النّاسِ إِلاّ وَ مَعَهُ حَفَظَةٌ مِنَ اللّهِ يَحْفَظُونَهُ أَنْ لا يَتَرَدّى فى بِئْر وَ لا يَقَعَ عَلَيْهِ حائِطٌ وَ لا يُصيبَهُ سَبُعٌ، فَإِذا جاءَ أَجَلُهُ خَلُّوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَجَلِهِ.»

آدمى را همين دژ بس كه كسى از مردم نيست، مگر آن كه با او از طرف خدا نگهبان هاست كه او را نگه مىدارند كه به چاه نيفتد، و ديوار بر سرش نريزد، و درنده اى آسيبش نرساند، و چون مرگ او رسد او را در برابر اجلش رها سازند.


28- روزگار تباهىها


«يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا يُعْرَفُ فيهِ إلاَّ الْماحِلُ وَ لا يُظَرَّفُ فيهِ إِلاَّ الْفاجِرُ وَ لا يُؤْتَمَنُ فيهِ إِلاَّ الْخائِنُ وَ لا يُخَوَّنُ إِلاَّ المُؤتَمَنُ، يَتَّخِذُونَ اْلَفْئَ مَغْنًَما وَ الصَّدَقَةَ مَغْرَمًا وَصِلَةَ الرَّحِمِ مَنًّا، وَ الْعِبادَةَ استِطالَةً عَلَى النّاسِ وَ تَعَدِّيًا و ذلِكَ يَكُونُ عِنْدَ سُلطانِ النِّساءِ، وَ مُشاوَرَةِ الاِْماءِ، وَ إِمارَةِ الصِّبيانِ.»

زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن ارج نيابد، مگر فرد بىعرضه و بىحاصل، و خوش طبع و زيرك دانسته نشود، مگر فاجر، و امين و مورد اعتماد قرار نگيرد، مگر خائن و به خيانت نسبت داده نشود، مگر فرد درستكار و امين! در چنين روزگارى، بيتالمال را بهره شخصى خود گيرند، و صدقه را زيان به حساب آورند، وصله رحم را با منّت به جاى آرند، و عبادت را وسيله بزرگى فروختن و تجاوز نمودن بر مردم قرار دهند و اين وقتى است كه زنان، حاكم و كنيزان، مشاور و كودكان، فرمانروا باشند!


29- زيركى به هنگام فتنه


«كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ; لا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ، وَ لا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.»


هنگام فتنه چون شتر دو ساله باش كه نه پشتى دارد تا سوارش شوند و نه پستانى تا شيرش دوشند.


30- اقبال و ادبار دنيا


«إذا أَقْبَلَتِ الدُّنيا عَلى أَحَد أَعارَتْهُ مَحاسِنَ غَيْرِهِ، وَ إِذا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحاسِنَ نَفْسِهِ.»
چون دنيا به كسى روى آرد، نيكويى هاى ديگران را بدو به عاريت سپارد، و چون بدو پشت نمايد، خوبى هايش را بربايد.


31- ناتوان ترين مردم


«أَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسابِ الاِْخْوانِ، وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ.»
ناتوانترين مردم كسى است كه توانِ به دست آوردن دوستان را ندارد، و ناتوانتر از او كسى است كه دوستى به دست آرد و او را از دست بدهد.


32- فرياد رسى و فرح بخشىِ گرفتار


«مِنْ كَفّاراتِ الذُّنُوبِ الْعِظامِ إِغاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفيسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ.»
از كفّاره گناهان بزرگ، فرياد خواه را به فرياد رسيدن، و غمگين را آسايش بخشيدن است.


33- نشانه كمال عقل


«إِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلامُ.»


چون خرد كمال گيرد، گفتار نقصان پذيرد.


34- رابطه با خدا


«مَنْ أَصْلَحَ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْياهُ. وَ مَنْ كانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ كانَ عَلَيْهِ مِنَ اللّهِ حافِظٌ.»

آن كه ميان خود و خدا را اصلاح كند، خدا ميان او و مردم را اصلاح مىكند و آن كه كار آخرتِ خود را درست كند، خدا كار دنياى او را سامان دهد. و آن كه او را از خود بر خويشتن واعظى است، خدا را بر او حافظى است.


35- افراط و تفريط


«هَلَكَ فِىَّ رَجُلانِ مُحِبٌّ غال وَ مُبْغِضٌ قال.»


دو تن به خاطر من هلاك شدند: دوستى كه اندازه نگاه نداشت و دشمنى كه بغض ـ مرا ـ در دل كاشت.


36- روايت و درايت


«إِعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعايَة لاعَقْلَ رِوايَة، فَإِنَّ رُواةَ الْعِلْمِ كَثيرٌ، وَ رُعاتُهُ قَليلٌ.»


هر گاه حديثى را شنيديد آن را با دقّت عقلى فهم و رعايت كنيد، نه بشنويد و روايت كنيد! كه راويان علم بسيارند و رعايت كنندگانِ آن اندك در شمار.


37-
پاداش تارك گناه


«مَا الُْمجاهِدُ الشَّهيدُ فى سَبيلِ اللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْرًا مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَكادَ الْعَفيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكًا مِنَ الْمَلائِكَةِ.»

مُزد جهادگرِ كشته در راه خدا بيشتر نيست از مرد پارسا كه ـ معصيت كردن ـ تواند ـ ليكن ـ پارسا ماند و چنان است كه گويى پارسا فرشته اى است از فرشته ها.


38- پايان ناگوار گناه


«أُذْكُرُوا انقِطاعَ اللَّذّاتِ وَ بَقاءَ التَّبِعاتِ.»


به ياد آريد كه لذّتها تمام شدنى است و پايان ناگوار آن بر جاى ماندنى.


39- صفت دنيا


«فى صِفَةِ الدُّنْيا: تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ.»


در صفت دنيا فرموده است:مىفريبد و زيان مىرساند و مىگذرد.


40- ديندا


تهيه شده توسط س در تاريخ چهارشنبه ۱۸ شهريور ۸۸ ساعت ۰۹:۰۹ | نظرات (0)


در دیدار با شورای مركزی انجمن


 

سیدمحمد خاتمی:همیشه تلاش كرده‌ام از حضور دین در عرصه سیاست دفاع كنم/ برخی از مخالفان امروز لیرالیسم، در عمل رویكرد فاشیستی توتالیتری دارند/ نگران نارضایتی‌های موجود با تداوم روش‌های سركوب‌گرانه هستم

پارلمان‌نیوز: رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه « با كسانی که به نام مقابله با لیبرالیسم غرب، از پایگاه فاشیسم و ایده‌های توتالیاریسم می‌خواهند به زور مردم را به راهی كه خود راه سعادت می‌دانند ببرند، مخالفیم»، گفت:« به همه دلسوزان هشدار می‌دهیم بیایند تا فرصت‌ها كاملاً از دست نرفته به بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشیم و یكبار دیگر اطمینان ایجاد كنیم كه در چارچوب همین ساختار می‌توان به رفع اشكالات اقدام كرد.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، شورای مركزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگا‌ه‌ها با حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی دیدار و گفتگو کردند.

در این دیدار كه ابتدا تعدادی از اعضای شورای مركزی انجمن دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود را به ویژه در ارتباط با مسائل دانشگاه‌ها ابراز داشتند و سپس رئیس دولت اصلاحات به طرح نقطه نظرات خود پرداخت.

وی با ابراز خوشحالی از دیدار با «دوستان دانشگاهی در ایام ماه مبارك  رمضان» گفت:« در این ایام و بخصوص اینکه  لیالی قدر هم در پیش است، باید از فرصت استفاده كنیم و بعد معنوی خود را تقویت كنیم. حقیقتاً در این ایام باید طلب هدایت كنیم و فارغ از همه تحلیل‌ها و تلاش‌های جمعی كه داریم از حضرت باریتعالی بخواهیم خودش ما را به راهی كه صلاح ما و صلاح كشور است هدایت فرماید.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«همچنان‌كه می‌دانید من همیشه از حكومت سازگار با دین حمایت كرده‌ام و باور دارم كه دین ما یعنی اسلام و تشیع با مطالبات و انتظارات روزمان هم می‌تواند سازگار باشد مشروط به آنكه آنرا درست بفهمیم و از ظرفیت‌‌های آن خوب بهره ببریم.»

وی تصریح کرد:«برخلاف آنچه این روزها با دروغ و تهمت و كینه‌توزی گفته می‌شود، من همیشه تلاش كرده‌ام تا از حضور دین در عرصه سیاست دفاع كنم و هنوز هم معتقدم چارچوب‌ها و بنیان‌های نظامی كه در انقلاب و با هدایت امام به وجود آوردیم درست و راه‌گشاست و باید خطاهایمان و اشكالاتی را كه به وجود آمده و ذاتی آن نیست رفع كنیم.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها افزود:«جای تأسف است كه این روزها اینقدر تلاش می‌كنند تا افراد و نیروهای دلسوز و مدافع اصول و بنیان‌های انقلاب را برانداز نظام معرفی كنند. آنان كه بهترین فرصت‌ها را كه برای كارآمدی و موفقیت نظام به دست آمده بود از دست داده‌اند و 300 میلیارد دلار سرمایه ملی را با ندانم كاری‌ها از بین می‌برند ولی به استناد اعترافاتی كه اساس آنها زیر سؤال است ما را متهم می‌كنند.»

سید محمد خاتمی تاکید کرد:« بله ما با بعضی برداشت‌ها از دین ممكن است مخالف باشیم، ما با خرافه‌گرایی و نیز مقابله با فهم‌های نو مخالفیم.»

وی یادآور شد:«ما شاهد بوده‌ایم كه در همین مملكت و نزد بسیاری از همین متولیان دین، آراء ملاصدرا را تخطئه و او را تكفیر می‌كردند و امروز در حوزه‌های علمی- فلسفی، همین آراء مهمترین مبنای كلامی و فكری دینی است و كسانی چون امام، شهید مطهری، آیت الله طباطبایی كه همه به آراء و دیدگاه‌های آنها افتخار می‌كنیم در نحله‌ی صدرائی شناخته می‌شوند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه«وقتی می‌گوییم فكر دین بدین معناست که باید از قبل معنا کنیم که كدام فكر و براساس كدام نظریه»، گفت:« ما حرفمان همین بوده و هست كه همواره می‌توان به فكری بهتر و فهمی برتر رسید، مهم این است كه میزان و معیارها درست باشد والّا جامعه دینی ما از خلاقیت‌ها و فهم‌های بدیع محروم خواهد شد و دچار جزمی‌گرایی منفی خواهد شد.»

رئیس بنیاد باران ادامه داد:« بعضی‌ها امروز با لیبرالیسم مخالفت می‌‌كنند امّا در این مخالفت رویكرد فاشیستی توتالیتری دارند. در خود غرب، آزادی‌خواهی بسیار زودتر و فراگیرتر از لیبرالیسم مطرح شد و اگر هم رگه‌های تقابل با دین را می‌بینیم بعد از آن تجربه هولناكی بود كه به نام دین علیه آزادی و هر اندیشه جدید مطرح شد.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« مطمئناً غرب در مبانی فكری خود مشكلات بزرگی دارد و ما هم نمی‌توانیم تسلیم و تابع آنها باشیم، باید خود بیاندیشیم البته از تجربه دیگران هم استفاده كنیم ولی حمله به وجهی از تفكر و تجربه غربی با تكیه بر وجه بدتر و خطرناك‌تر آن محكوم است بخصوص كه این‌گونه برخورد عین اسلام و انقلاب هم معرفی شود.»

خاتمی یادآور شد:«به هر حال در عرصه حیات اجتماعی ما براساس همان جوهره دینی و اسلام خودمان كه در قانون اساسی هم منعكس است مردم را حاكم بر سرنوشت خود می‌شناسیم و این را نیز با خداباوری سازگار می‌دانیم و معتقدیم كه خداوند چنین خواسته است.»

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:« كسانی به نام مقابله با لیبرالیسم غرب، از پایگاه فاشیسم و ایده‌های توتالیاریسم كه آنهم غربی است، می‌خواهند به زور مردم را به راهی كه خود راه سعادت می‌دانند ببرند که  ما با این برداشت از دین مخالفیم.»

وی با اشاره به حوادث بعد از انتخابات گفت:«ما معتقدیم آنها در این انتخابات بزرگترین فرصت كه برای نظام اسلامی و كشور فراهم آمده بود ضایع کردند. این انتخابات فرصتی فراهم آورده بود كه جوانان و مردمی كه از ضعف عملكردها ناراضی شده بودند به صحنه بیایند و با امید به نظام و آینده انتخاب مناسب را انجام دهند این امر می‌توانست بهترین فرصت‌ها برای بازسازی اعتماد و اتحاد جامعه حول محورهای اساسی انقلاب قلمداد شود.»

رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین اظهار داشت:«متأسفانه با این كج اندیشی‌ها این برخوردها به وجود آمد و در این ضایعات كه جبران آن هم بسیار سخت است همه زیان بردیم و نگرانی این است بعضی‌ها با همین پیش‌داوری‌ها، با دانشگاه‌ها هم برخوردهایی بكنند كه عملاً گرایش‌های افراطی و ضد نظام را تقویت كند.»

وی افزود:«در انقلاب فرهنگی سال 58 درحالیكه واقعاً با اتاق‌های جنگ گروهك‌ها و معاندین مواجه بودیم و بسیاری از همین جوانان و فعالان مسلمان هم كه امروز متهم به براندازی می‌شوند به نفع انقلاب فعال بودند، اما بعد از رحلت امام (ره) متأسفانه پاره‌ای دیدگاه‌های افراطیون غیر واقع‌بینانه اسلام مطرح شد كه جز سرخوردگی نتیجه‌ای نداشت.»

خاتمی با تاکید بر اینکه«ما نگران افراط گرایی‌هایی هستیم كه زمینه را برای رادیكالیسم و عبور از همه مرزهای اعتقادی و سیاسی فراهم می‌آورد»، گفت:« به همین دلیل هم به همه دلسوزان هشدار می‌دهیم بیایند تا فرصت‌ها كاملاً از دست نرفته به بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشیم و یكبار دیگر اطمینان ایجاد كنیم كه در چارچوب همین ساختار می‌توان به رفع اشكالات اقدام كرد.»

وی تصریح کرد:«ما باید بدون برخورد احساسی و واكنش با این افراط‌ گرائی‌ها، ارتباطمان را با همه دلسوزان حفظ كنیم و كوشش كنیم اذهان را نسبت به خطرات این رفتارهای افراطی اقناع كنیم.»

رئیس بنیاد باران ادامه داد:«ما نگران این هستیم كه اگر برای جبران این ضایعات، فكری اساسی نشود و نارضایتی‌های موجود با تداوم روش‌های سركوب‌گرانه ادامه یابد و طی ماه‌های آینده مشكلات و پیامدهای ناكارآمدی‌ها و ضعف عملكردها هم كه چشم‌انداز آن به وضوح قابل رؤیت است به شرایط موجود اضافه شود آنگاه زمان برای تجدید نظر و اصلاح امور دیر باشد.»

سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«ما نگران این خطرها برای كشور، نظام و انقلاب عزیزمان كه خون‌های پاك بسیاری برای آن ریخته شده هستیم و برای اصلاح امور هم باید فعال باشیم. انشاالله كه خداوند هم نصرت خودش را خواهد داشت.»

گفتنی است، در ابتدای جلسه تعدادی از اعضاء شورای مركزی انجمن دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود را ابراز داشتند كه خلاصه آن بدین شرح است.

1- به نظر می‌رسد همان جریانی كه بر اساس توهم انقلاب مخملی، در انتخابات این برخوردها را به وجود آورد، در ارتباط با دانشگاه‌ها هم بهانه مقابله با آشوب و براندازی، جو سنگین امنیتی به وجود آورند و خود این اقدامات، زمینه را برای حذف منتقدین دلسوز و وفادار نظام به وجود آورد و عملاً میدان را برای فعال شدن نیروهای برانداز فراهم نماید. بعضی قرائن و سوابقی هم كه از وزیر پیشنهادی وزارت علوم می‌شناسیم این دغدغه را تشدید می‌كند.

2- بعضی جریان‌ها ساده لوحانه فكر می‌كنند برای مقابله با اعتراضات دانشجویی می‌توانند دانشگاه‌ها را با بهانه‌هایی كه خود می‌آفرینند ببندند و حركت را مهار كنند، غافل از آنكه با این اقدام ممكن است انرژی اعتراض در سایر بخش‌های جامعه را تشدید كنند. میدان را برای افراط‌گریها باز كنند.

3-  با این سوء ظن‌ها كه در خصوص تعارض اسلام با دانش‌های بشری مطرح می‌شود ممكن است خطر حضور برداشت‌های متحجرانه و غیرعقلانی از دین را در مجامع دانشگاهی تشدید كند و با حذف برداشت‌هایی از دین كه جذاب، عقلانی و سازگار با نیازهای دنیای مدرن است، زمینه نوعی دین‌گریزی را در محیط‌های دانشگاهی تقویت كنند.

4- برخلاف اتهامات وارده، محافل علمی و دانشگاهی كشور اساساً هیچ‌گونه رویكرد مثبتی نسبت به امكان وقوع انقلاب مخملی در ایران نداشتند و اشتیاق به تقویت استقلال ملی به ویژه در ابعاد علمی آن قطع وابستگی به بیگانه به صورت جزئی از هنجارهای جامعه علمی و دانشگاهی ما به ویژه طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب بوده است. ما نگران آن هستیم كه محدودیت‌های جدی رسانه‌ای و تشدید برخوردهای امنیتی، نوعی اقبال اضطراری به بیرون مرزها را تقویت كند و اساساً موجب یأس و سرخوردگی بخشی از نخبگان و جوانان مستعد برای رشد علمی آنها شود. تشدید فضای امنیتی در دانشگاه‌ها و تنگ نظری‌های علمی و معرفتی ممكن است عاملی برای گسترش مهاجرت مغزها به حساب آید كه خسارت هنگفت مادی و معنوی آن برای كشور عظیم و عملاً در خدمت منافع بیگانگان است.




تهيه شده توسط س در تاريخ يكشنبه ۱۵ شهريور ۸۸ ساعت ۰۹:۵۰ | نظرات (0)


آخرین عکس ها











































[ 1 ]

اين فتوبلاگ با استفاده از سيستم رايگان وب فتو راه اندازي شده است