|
نغمه ريزيد غياب مه نو آخر شد باده خرم عيد است که در ساغر شد
روز عيد است, سوي ميکده آييد به شکر که ببخشند هر آنکس که در اين دفتر شد
ساقي از ميمنت عيد دهد باده صاف جرعه گيريد چو معشوق به خم رهبر شد
مطربا نغمه عيدانه زن و دست فراز که ز هر پرده نغزت هله اي ديگر شد
صد کنم شکر بر اين عيد که از عرش رسيد صد کشم رشک که ايام صيام آخر شد
فرصتي بود که اين تيرۀ ِ دل صاف شود نعمتي بود که بر تشنه لبان کوثر شد
آتشي بود که در سردي سوزان وجود دم گرمي شد و در مجمر دل اخگر شد
واي بر ما که از اين جام نگيريم لبي حيف زان آتش اگر سوخت و خاکستر شد
حاليا عيد شد و رونق مي افزون گشت مستي افزون کند اين باده چو پر شکر شد
محمد طاهرزاده
تهيه شده توسط
س
در تاريخ
شنبه ۲۸ شهريور ۸۸ ساعت ۰۲:۴۳ |
نظرات (0)
|